هزینه های سازش، فرصت های چالش

1396/04/20 تعداد بازدید: 13
print
هزینه های سازش، فرصت های چالش

بعضی عقلانیّت را در این میدانند و میگویند که «چالش با قدرتها هزینه دارد» -[البتّه] اشتباه میکنند- بله، چالش هزینه دارد، امّا سازش هم هزینه دارد. ... چالش اگر عقلائی باشد، چالش اگر منطبق با منطق باشد، اگر با اعتمادبه­ نفس باشد، هزینه اش بمراتب کمتر از هزینه ی سازش است.(۱۳۹۶/۰۳/۱۴

از دیرباز در روابط بین‌الملل نظریات متعددی برای شناخت نحوه‌ی رفتار بازیگران دولتی ارائه شده است، از نظریات واقع‌گرایانه گرفته تا نظریات سازه‌انگارانه. نظریات تصمیم‌گیری در سیاست‌خارجی و روابط بین‌الملل که بر «انتخاب عقلانی» تأکید می‌کنند، مسائل مربوط به «هزینه- فایده» را در حوزه‌ی سیاست‌خارجی مورد توجه قرار می‌دهند. نظریه‌ی انتخاب عقلانی که به دنبال افزایش کارایی و به حداکثر رساندن مطلوبیت برای یک بازیگر است، بر اساس محاسبه‌ی هزینه- فایده تنظیم شده است و به‌عبارتی فرد را در سیستم ارزیابی «از دست داده‌ها» در مقابل «به‌دست آورده‌ها»، یا به زبان ساده‌تر، «داده‌ها» در برابر «ستانده‌ها» قرار می‌دهد.۱ تمام بازیگران در عرصه‌ی بین‌المللی در این نظام تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند.۲ بسیاری از کشورها این رهیافت را در سیاست خارجی خود پی می‌گیرند و بر اساس آن نگاهشان به مراودات بین‌المللی و توافقنامه‌های بین‌المللی نیز بر همین اساس شکل می‌گیرد، لذا «رفتار بازیگران از عقلانیت خاصی ناشی می‌شود که هدفش تأمین منافع ملی بر حسب قدرت است.»۳
 
* رفتار آمریکا و انگلیس در تحصیل منافع ملی
برای مثال هرچند بسیاری از کارشناسان خروج دونالد ترامپ و آمریکا از پیمان تی. پی. پی (یا همان ترانس پاسیفیک) را مغایر با «اصول همزیستی بین‌المللی» می‌دانند، اما ترامپ خروج از آن را با «فایده‌ی حداکثری» برای کشورش تعریف می‌کند. هم از این‌رو، اگرچه بسیاری رفتار ترامپ در خروج از پیمان آب و هوایی پاریس را «مأیوس‌‌کننده» (آنتونیو گوترش؛ دبیرکل سازمان ملل)، «مایه‌ی تأسف» (باراک اوباما؛ رئیس‌جمهور قبلی آمریکا)، «خطایی جدی» (ژان کلود یونکر؛ رئیس کمیسیون اتحادیه‌ی اروپا)، «اقدامی احمقانه» (جری براون؛ فرماندار کالیفرنیا)،۴ «خطایی شرم‌آور» و «اشتباهی بزرگ» (لوران فابیوس رئیس فعلی شورای قانون اساسی فرانسه و رئیس سابق کنفرانس تغییرات آب و هوایی سازمان ملل در پاریس)۵ و... می‌دانند، اما او بر آن است که «این معاهده به ضرر مردم آمریکا است و هزینه‌های بالایی برای کشور در پی داشته است.»۶ وی همچنین اظهار داشته که این معاهده برای آمریکا «غیرمنصفانه» است و همچنین بیان داشته است که «معاهده‌ی پاریس سبب از بین بردن فرصت‌های شغلی بسیاری در آمریکا شده است و این چیزی نیست که ما به آن نیاز داریم.»۷

 
* منطق جمهوری اسلامی در منافع ملی
با این حال، منطق جمهوری اسلامی در روابط بین‌الملل و سیاست‌خارجی، واقع‌گرایی موجود نیست چراکه این منطق با گفتمان انقلاب اسلامی متفاوت است. برای مثال در نظام اسلامی به دست آوردن منافع مادی، به معنای نادیده گرفتن سایر منافع ملی غیرمادی نیست. چه بسا در جمهوری اسلامی در بسیاری از مواقع موضوعی چون «عزت‌ و استقلال ملی» مهم‌تر از منافع زودگذر مادی باشد. این موضوع البته در سال‌های اخیر، به‌عنوان یکی از بحث‌های مهم در عرصه‌ی بین‌الملل تبدیل شده است. برای مثال، نظریه‌پردازانی چون «ریچارد ند لیبو»، در «نظریه‌ی فرهنگی روابط بین‌الملل»، این موضوع را تئوریزه کرده‌اند که انگیزه‌ی بازیگران در روابط بین‌الملل صرفا منفعت‌جویی و امنیت‌جویی نیست.۱۰

منطق جمهوری اسلامی در سیاست‌خارجی، نه واقع‌گرایی، که «واقع‌بینی» است. واقع‌بینی یعنی «شناختن درست و همه‌جانبه‌ی واقعیات و تلاش برای انطباق آن‌ها به سوی آرمان‌ها». مطابق این تعریف، اولا واقعیات صرفا «منافع مادی» نیستند و عناصری از جمله «عزت»، «امنیت»، «استقلال» و... که در حقیقت عناصر سازنده‌ی هویت ملی است را نیز در بر می‌گیرند. ثانیا آرمان‌ها در حیطه‌ی «امر چالش برانگیز نیز تعریف می‌شوند.» به‌عنوان نمونه مسئله‌ی فلسطین جزو آرمان‌های تعطیل‌ناپذیر و البته چالشی ایران است اما با توجه به دو اصل مذکور، رویکرد جمهوری اسلامی مغایر با منافع ملی کشور نیست. به سخن دیگر، هرچند دفاع ایران در موضوع فلسطین، «علی‌الظاهر» ممکن است چالش‌هایی برای منافع ملی ایران داشته باشد، اما هزینه‌های سازش ایران در موضوع فلسطین به‌مراتب بیشتر از هزینه‌های به چالش کشیدن اشغالگری قدس است. از سویی دیگر، خود این چالش، فرصت‌های عدیده‌ای برای کشور به وجود آورده است که یکی از آنها، افزایش «عمق راهبردی» ایران در قلب ملت‌های مسلمان و آزادیخواه جهان است.

در مثالی دیگر، می‌توان به تحولات منطقه و حضور ایران در سوریه و لبنان اشاره کرد. حضوری که موجب دست برتر ایران در منطقه و جهان شده است به‌طوری‌که اندیشکده صهیونیستی «بگین -سادات» در گزارشی می‌نویسد: «این عرصه موقعیت مبهمی را برای برندگان و بازندگان ایجاد می‌کند اما این ایران است که دست بالا را در امور سوریه دارد زیرا اسد هنوز در قدرت است و این بدان مفهوم است که ایران از نفوذ خود در دمشق استفاد کرده است. دمشق نیز کماکان محور اصلی به سوی بیروت است، مکانی‌که حزب‌الله لبنان، عامل نبردهای نیابتی ایران حضور مؤثر قدرتمندی دارد.» با این حال اما عده‌ای معتقد بودند که ایران نباید در سوریه ایفای نقش کند و بحران سوریه نیز راه‌حل سیاسی دارد نه نظامی. رهبر انقلاب اما از همان ابتدا اگرچه تأکید داشتند که می‌بایست خواست مردم و آنچه نتیجه‌ی انتخابات و رأی مردم سوریه است مبنای اقدامات قرار بگیرد اما با توجه به حمایت‌های مالی و نظامی آمریکا و عمال منطقه‌ای او از گروه‌های تروریستی در سوریه، معتقد بودند که اگر ایران در سوریه و عراق با تروریسم مقابله نکند، باید در خیابان‌های تهران و اصفهان با آن مقابله کند. این روزها که حادثه‌ی تروریستی تهران منجر به شهادت و زخمی شدن عده‌ای از هم‌وطنان عزیزمان شد، بهتر از گذشته می‌توان فهمید که هزینه‌ی چالش سوریه، به مراتب کمتر از هزینه‌ی سازش است. چه آنکه تروریسم همین بیخ گوش ماست.

© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به تبیان اداره کل تبلیغات استان فارس می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.
طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی توسط اینتک