مدیریت فرهنگی از دیدگاه مقام معظم رهبری

1396/05/09 تعداد بازدید: 48
print
مدیریت فرهنگی از دیدگاه مقام معظم رهبری

دیدگاه مقام معظم رهبری در مورد فرهنگ

مسأله‌ی فرهنگ در یک جامعه یک مسأله‌ی حیاتی است. فرهنگ به معنای یک چیز زیاد و تجملاتی برای جامعه نیست؛ فرهنگ، اساس است. اگر فرهنگ در یک جامعه،‌ به معنای درست کلمه، فرهنگ صحیح باشد با هر تلقی که انسان از فرهنگ صحیح دارد؛ طبعاً‌ به نظر ما فرهنگ صحیح،‌ آن فرهنگی است که با مبانی اسلامی و منطق و عقل و خرد، همسان و همگام باشد، آن جامعه به سمت رشد اقتصادی و رفاه و آزادی و این چیزها هم حرکت خواهد کرد؛ یعنی این فرهنگ خوب، زمینه خواهد شد که جامعه، ثروتمند هم بشود، عالم هم بشود، از لحاظ سیاسی هم قدرت پیدا کند، از لحاظ آزادی و آزادمنشی هم به آرزوها و اهداف خودش برسد(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی15/10/1377).

اگر فرهنگ یک کشور، فرهنگ منحطی بود، اگر رشد اقتصادی هم پیدا کند، به ضررش تمام خواهد شد؛ اگر رفاه هم پیدا کند،‌ رفاه او را به فساد خواهد کشاند؛ چنانچه آزادی و دموکراسی و حق رأی و اینها هم داشته باشد، موجب هرج و مرج و موجب فساد و تباهی او خواهد شد؛ یعنی فرهنگ؛ ذهنیت و عقلیت جامعه، و بقیه‌ی امور؛ بقیه‌ی بخش‌های بشرند. پیداست که عقل و ذهن انسان، راهنما و جهت بخش و تعیین کننده است.

اگر جامعه ای ثروتمند هم باشد،‌ اما عقل درستی نداشته باشد، این ثروت را به باد خواهد داد، یا در جای بدی مصرف خواهد کرد. فرهنگ، به جای عقلیت یک جامعه است؛ لذاست که هرچه بر روی فرهنگ سرمایه گذاری بشود، زیاد نیست. خوب، حالا من از این حرف که مورد قبول و تصدیق همه است، می خواهم استنتاجی بکنم؛ و آن این که به این معنا، مدیریت فرهنگی در جامعه، امری لازم و البته ممکن است(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی15/10/1377).

ثانیاً‌ دخالت در فرهنگ باید ضابطه مند باشد نه افراطی.

رهاسازی کامل فرهنگ و یا سختگیری خشن هر دو غلط است

ما نمی‌خواهیم با نگاه افراطی به مقوله‌ی فرهنگ نگاه کنیم؛ بایستی نگاه معقول اسلامی را ملاک قرار داد و نوع برخورد با آن را بر طبق ضوابطی که معارف و الگوهای اسلامی به ما نشان می‌دهد،‌ تنظیم کرد. برخورد افراطی، از دو سو امکان پذیر است و تصور می‌شود: یکی از این طرف که ما مقوله‌ی فرهنگ را مقوله ای غیرقابل اداره و غیرقابل مدیریت بدانیم؛ مقوله ای رها و خود رو که نباید سربه سرش گذاشت و وارد آن شد و با این منطق که با فرهنگ مردم نمی‌شود کاری کرد؛ نمی‌شود الگوهای فرهنگی را به مردم داد؛ نمی‌شود مردم را در زمینه ی مسائل فرهنگی پیش برد، مقوله‌ی فرهنگ عمومی مردم و رشد فرهنگی آنها را رها کرد‌،‌ که متأسفانه این تفکر در جاهایی هست و عده یی طرفدار رها کردن و بی اعتنایی و بی نظراتی در امر فرهنگ هستند. این تفکر، تفکر درستی نیست و افراطی است. در مقابل آن، تفکر افراطی دیگری وجود دارد که آن سختگیری خشن و نظارت کنترل آمیز بسیار دقیق-چه در زمینه ی فرهنگ عمومی، چه حتی در زمینه ی مسائل و اخلاق شخصی؛ قالب گیری کردن و قالب ها را تحمیل کردن- است. این تفکر هم به همان اندازه غلط است. نه می‌شود فرهنگ را در جامعه رها کرد که هرچه پیش آمد، پیش بیاید، نه می‌شود آن طور سختگیری های غلطی را که نه ممکن است و نه مفید، الگو قرار دارد(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی23/10/1382).

مفهوم مدیریت فرهنگ

مدیریت فرهنگی یعنی وضع ضابطه و قانونگذاری در امر فرهنگ

مدیریت فرهنگی،‌ یعنی این که دستگاه عاقله‌ی کشور-دستگاه مدیر و مدبره ی کشور- برای فرهنگ کشور، قراری بگذارد، ضابطه یی وضع بکند و خط کشی و قاعده و قانوگذاری بکند. معنایش این است. نباید این جور باشد که در امر فرهنگ یک کشور-برخلاف مسایل دیگر- هیچ گونه نظارتی، اشرافی، مدیریتی و تدبیری وجود نداشته باشد (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی15/10/1377).

مدیریت فرهنگ در مقابل هرج ومرج فرهنگی است

مدیریت فرهنگی، در مقابل هرج و مرج فرهنگی است؛ به معنای استبداد و به معنای تحمیل نیست، به معنای بد رایج در میان ما نیست، یعنی نباید حمل بر این معانی بشود.

جامعه و در مجموعه‌ی فرهنگی، اگر این جور شد که هر متاع فاسد و کاسدی و مفسدی عرضه شد- بدون هیچ مواخذه و مسوولیت- این هرج و مرج است،‌ این را نمی‌شود قبول کرد؛ کما این که شما به عنوان-مثلاً- مسوول بهداشت، اجازه نمی دهید که غذای فاسدی هم به مردم داده بشود، منطقی هم هست، هیچ کس هم تردیدی ندارد. در امر فرهنگ و خوراک معنوی هم همین‌طور است(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی15/10/1377).

درست است که کسانی در دورآن‌هایی در تاریخ، در کشور خود ما در جاهای فراوانی از دنیا،‌ از اروپای قرون وسطا و بعد از آن، به این بهانه بر روی افکار و گرایش های غیرمطلوب خودشان شمشیر کشیدند و هرکار خواستند، کردند؛ بله، از این مدیریت فرهنگی به عنوان جلوگیری از هرج و مرج، قطعاً‌ سوءاستفاده شده؛ مثل خیلی از مفاهیم درست دیگری که از آنها سوءاستفاده شده است. این موجب نشود که به مجرد این که مسأله‌ی مدیریت و انضباط فرهنگی و سر رشته دارای یک مجموعه بر فرهنگ کشور مطرح می‌شود، ما فوری آن را رد کنیم؛ که آقا، فلان افراد هم اروپای قرون وسطا و دوره ی انگیزاسیون، این حرف را می‌زدند!.... به نظر من این مغالطه و خلط مبحث است. خیلی خوب، آنها از این حقیقت صحیح، استفاده ی بد و سوءاستفاده می‌کردند؛ کما اینکه از نام آزادی هم سوءاستفاده می‌شود از مطبوعات، از اسم فرهنگ،‌ از دین و از منابر تبلیغی دین هم سوءاستفاده می‌شود. خوب، سوءاستفاده که موجب نمی‌شود ما اساس این امر را مورد تردید قرار بدهیم(بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی15/10/1377).

© کلیه حقوق و محتوای این سایت متعلق به تبیان اداره کل تبلیغات استان فارس می باشد .استفاده از مطالب با ذکر منبع و لینک به سایت بلامانع است.
طراحی، پیاده سازی و پشتیبانی توسط اینتک